المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
793
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
سپس زن چهار مرتبه مىگويد : سوگند مىخورم بر خداوند كه او ( زوج ) در اتّهامى كه بر من وارد نموده ، از دروغگويان است . در هر مرتبه پنجم مىگويد : غضب خداوند بر من باشد ، اگر او در اتّهامى كه به من زده است ، از راستگويان بوده باشد . و اين شكل از لعان عمل به تصريح روايت است . و « لعان » بايد به همين الفاظ ( الفاظ عربى و وارد شده در نصّ ) باشد بدون هيچ تغيير و تبديلى و إعراب و ترتيب و موالات آن نيز بايد رعايت گردد . بنابراين اگر كلمه يا حرفى تغيير كند ، لعان صحيح نخواهد بود . همچنين لعان بايد به عربى و نزد حاكم انجام پذيرد و تعيين زن ، با اشاره يا به تصريح به نام وى انجام پذيرد . مفارقت با لعان : 3 - بعد از اتمام لعان ، بين زن و شوهر بهطور حرمت ابدى ، جدايى حاصل مىشود و نيازى به طلاق توسّط حاكم نيز نمىباشد . حتّى طبق نظر شيعه ، نيازى به حكم حاكم به جدايى و مفارقت نيست . شافعى نيز قائل به همين عقيده است . دليل آن نيز روايت پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است كه فرمود : زوجينى كه لعان كنند ، هيچ وقت ، با هم جمع نمىگردند ( يعنى در نكاح هم قرار نمىگيرند ) « 1 » ابو حنيفه قائل است كه « فراق با حكم حاكم انجام مىگيرد و جدايى در آن نيز ، مثل جدايى طلاق بائن است ، نه حرمت ابدى . بنابراين اگر زوج حرف خود را پس گرفته و خود را تكذيب كند ، جايز است كه دوباره با وى ، ازدواج كند » . شرط عقد دائمى : 4 - اكثر اصحاب شرط كردهاند كه زن بايد مدخول بها و در عقد نكاح دائم باشد . پس اگر زوج دخول بر زن نكرده ، يا نكاح منقطع باشد ، بر مرد حدّ قذف جارى مىشود ، و نمىتواند لعان نمايد . دليل آنها نيز روايات موجود در باب است . جماعت ديگرى نيز قائل به عدم اشتراط به اين دو شرط مىباشند و استدلال مىكنند كه لفظ « أزواجهم » جمع مضاف است و فايدهء عموم دارد . حقّ مطلب اين است كه اگر قائل به صحّت تخصيص كتاب به وسيلهء خبر واحد باشيم ، قول اوّل صحيح است و اگر قائل به عدم صحّت آن باشيم ، قول دوّم صحيح
--> ( 1 ) . الخلاف ( شيخ طوسى ) ، ج 3 ، ص 38 . سنن ابى داود ج 1 ، ص 520 - 525 .